هدفمندی در خرید و مطالعه کتاب

Rate this post

اصولا افرادی که کتاب را هدفمند مطالعه می کنند کمتر آن را به عنوان کاتالیزوری برای پویایی بیشتر ذهن خود بکار می برند؛ یعنی کتاب را همانند قهوه سرو نمی ­کنند بلکه به عنوان یک صبحانه کامل مد نظر قرار می­ دهند.(دقیقا مطلبی که درباره مطالعه کتابهای انگیزشی مصداق دارد)

مطالعه هدفمند بدنبال آن است که چه قسمتی از شخصیت فکری خواننده کامل می شود، بعنوان مثال یک فیزیکدان یک کتاب ریاضی جدید را در راستای بسط ذهن خود جهت درک مدل های پیچیده تر مطالعه می­ کند در حالیکه او نمی تواند از یک کتاب با مفاهیم جامعه شناسی برای این منظور استفاده کند. از این رو تشخیص یک کتاب برای تکامل ذهن بسیار مهم است. لذا اگر کتاب خود را بر اساس سوالات مبهم و قبلی خود انتخاب کنیم مطمئن خواهیم بود بر روندی پایدار قرار گرفته و در واقع شخصیت خود را تکامل می بخشیم.

 بیشتر اوقات ما کتابی را انتخاب می کنیم که مورد توجه بوده است؛ دقیقا همان چیزی که ما برای اجتناب ازآن باید مطالعه کنیم تا درصد استقلال شخصی در انتخاب را افزایش دهیم. یعنی وقتی کتابی را بر اساس آمار فروش، مطالعه می کنیم به هدف اصلی از مطالعه کتاب یعنی استقلال ذهنی در انتخاب نرسیده‌ایم . کتاب باید از طریق ارتقای شخصیت افراد، آنها را از تاثیرپذیری هیجانی مصون بدارد. گاهی بد نیست مدتی بعد از خرید یک یا چند کتاب به واکاوی درونی خود در جهت شناسایی معیار ما در خرید آنها بپردازیم. 

به نظر می رسد اکثر کتاب های انگیزشی در راستای ترشح دوپامین کاربرد داشته باشد در حالی که مطالعه هدفمند کتاب، می باید فضای خلوت جهت فاصله گرفتن از سایر اوهام و خیالات اضافه که ذهن را از مسیر تکامل خود باز می دارد، فراهم سازد.

بنا بر موارد بالا، یک کتاب خوب می‌تواند شخص را متمرکز تر سازد تا اینکه فرد، بهانه های بیشتری برای فاصله گرفتن از هدف اصلی داشته باشد. هدفمندی یک کتاب نمی‌تواند تنها از این حیث باشد که ابهامات قبلی را از بین ببرد بلکه در کنار آن می­تواند ابهامات جدیدی را برای فرد بوجود آورد. درواقع این چرخه حذف و ایجاد ابهام، از نتایج یک مطالعه هدفمند است.

 بطور خلاصه مطالعه هدفمند نیازمند آن است که انتخاب کتاب و یا عدم انتخاب آن بر اساس ویژگی های زیر باشد:

  • نباید بر اساس هیجان کتاب را انتخاب کرد؛ یعنی نباید از روی طرح جلد، آمار فروش و یا برای پرکردن قفسه کتاب را خریداری نمود.
  • نوشته های نویسنده ناشی از سرریز سالها تجربه و تخصص و در زمینه تبحر او باشد.

 بی سبب نیست که بسیاری از نویسندگان رزومه ای از خود را بر روی جلد و یا صفحات اولیه کتاب می آورند. این امر باعث می شود تا خواننده تا حدودی از تجربیات نویسنده مطلع گردد این، تمام کار نیست  اما می‌تواند شاخصی برای ارزیابی کتاب  باشد.

  • یک کتاب خوب باید ابهامات قبلی شما را بزداید هر چند که ابهامات جدیدی را نیز خلق می کند:

اصولاً کتابی خوب است که بتواند همزمان پرسش های قبلی را پاسخ و سوالات جدید در ذهن به وجود آورد البته این نوع متن نیازمند آن است  نویسنده از قابلیت های بزرگی برخوردار باشد.

  • استقلال فکری یا ذهنی شما برای انتخاب را افزایش دهد و شخصیت متمایز شما را بیشتر از قبل برجسته­تر سازد.

 اصولاً یک کتاب خوب بطور ناخواسته به گونه ای عمل می کند که تاثیراتی را برای انتخاب های فرد در آینده بر ذهنش به جای می گذارد. در واقع باید بدانیم ذهن با مطالعه هر سطر کتاب به طور ناخودآگاه در جستجوی واکاوی یک رمز یا بهره برداری از آن در مسائل پیش­روی است. وقتی کتابی را می خوانیم به خود القا می کنیم جواب هایی در سطور نهفته است که گره­گشای ما در آینده است. مطالعه یک کتاب خوب باعث زدایش افکار منفی در فرد می شود؛ از آنجایی که ذهن انسان نمیتواند خالی از فکر و اندیشه باشد ، چه ایرادی دارد که آن را با انواع ایده­ های خوب پر کرد. یکی از مزایای کتاب خوب، بالا بردن توانایی شخص در گذراندن ساعات تنهایی است. یعنی فرد را برای تنهایی بیشتر آماده می­کند تا حضور در جمع.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
مقایسه